مثل کوچ پرستو ها...

فصل بهار من تویی

که هیچ وقت نیستی

و من

چه پرستوی بیچاره ای ام


که معنای کوچم...


حرکت از نقطه ای در زمستان


به نقطه ای دیگر از زمستان است...


خدایم را میگویم..

دوستش دارم
سکوتش را
صبرش را
تنهاییش را...
بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن

او تکراری ترین حضور روزگار من است

و من عجیب به آغوشش از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام؛

"خدایم را می گویم"...


هرکی عاشق خداس به وب من وآبجی میناسربزنه

www.khoda-abji.blogfa.com

ساده...

تنها با یک دوستت دارم
پرواز میکنم

از آغوش تو تا بینهایت آسمانها

میبینی شکوه عشق را با ما چه میکند؟